|
|
|
|
|
سلام احوالات شريف چطوره... رفقاي نامرد ديگه سر نمي زنن... آره ديگه... بلاخره تابستون گذشت و نوبتي هم باشه نوبت مدرسه رفتنه... بعدشم نوبت كنكور و دانشگاه... زندگي خيلي داره سريع مي گذره... خواهرم مي گفت رانندگي توي يه جاده ي يكنواخت اونم برا چندين و چند سال پي در پي خيلي سخته... خو بزندگي هم يه جاده هست كه آخرش نوشته دور زدن ممنوع...حالا اگه اين جاده يكنواخت باشه...خدا به دادمون برسه... ماه رمضان داره مياد... سحري خوردن و صداي اذان شنيدن تو سكوت سحر... يه روز پاك و بي معصيت... نواي لطيف ربنا با صداي استاد شجريان و افطاري خوردن از سفره ي آسموني... دلم تنگ شده واسه اون قديما... ما رو دعا كنيد...كه بدجور محتاج دعاي شما هستيم... |
||