|
|
|
|
|
نمی تونم بگم خوشحالم یا ناراحت فقط این که مهر ماه دوباره اومد و مدرسه ها دوباره باز شدن...شاید فعالیتم کمتر بشه تو وبلاگ و کمتر سر بزنم...خوب ببخشید...امروز هم می خوام به همه سر بزنم بعد برم سراغ کارهام...
*چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه اشک ها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن! تبر به دوش بت شکن خدای ما دو باره سنگ و چوب شد نیامدی برای عده ای ولی چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام دوباره صبح ظهر رفت غروب شد نیامدی* |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
اگه بدونید این روزها غریبی چقدر قلبمو به درد آورده...با همه بداخلاقی می کنم...بچه ی بدی شدم...گاهی اوقات فکر می کنم به آخر خط رسیدم...ولی بازم یه وجود نامرئی منو از جا بلند می کنه...تا حالا همچین حسی کردید...راستی نمی دونید زمستونهای فریدونشهر چقدر قشنگه...برف و بارون هاش واقعا زیبا هستند...ولی وقتی بارون رو می بینم دلم بدجوری می گیره...اینم حرفای امروزم... |
||
|
|
|
|
|
یه سلام به وسعت آسمون بهشتی ها...امیدوارم بهشتی باشید نه مثل من...رفته بودم زیارت یه غریب مثل خودم تا می تونستم باهاش درد دل کردم...دروغ می گم اگه بگم حرفامو نشنید..می دونم سفارش منو به خدا کرده...می دونم خدا منو بخشیده...همتون رو دعا کردم البته گفته باشم که محتاجیم به دعا.. وقتی به کبوترهایی که روی سقاخانه نشسته بودن نگاه کردم یاد این شعر افتادم...
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه دلم شکست اما وقتی یکی از خادم ها گفت بعد از این همه پشیمونی و آه و ناله حتما پاک شدید خیلی امیدوار شدم...می گن که در رحمت همیشه به روی خلق باز است...اما خاطره ها...یکی به دوستم پیامک زد:اگر عاشق شدی در شهر غربت سوار خر بشو برگرد ولایت...منم ادامشو ساختم(البته وقتی داشتیم بر می گشتیم)...اگر عاشق شدم در شهر غربت ولی دارم میام با یه خر چپ...آخه اتوبوسمون داغون بود...خلاصه یکی از رفقا با چندتا عربها به زبون عربی گپ زد ما هم کلی خندیدیم آخه این رفیق ما از اونجایی که عربی رو خیلی دست و پا شکسته بلد بود به کلماتش یه الف و لام اضافه می کرد این عربهای بخت برگشته هم که با رفیق ما در افتاده بودن دست از پا درازتر |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
*ولادت دوازدهمین اختر تابناک ولایت مهدی موعود«عج»بر شیعیان* *جهان اسلام مبارک* |
||
|
|
|
|
|
*دلتنگي* خیلی وقته که دلم برای توتنگ شده قلبم ازدوری تو بدجوری دلتنگ شده *** بعدتوهیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه ازدلم رفتنی نیست *** حرف عشق تو رو من به کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست |
||
|
|
|
|
|
از اونجايي كه من عاشق لپ تاپ هستم يه عكس ازش مي ذارم تا خودمو راحت كنم...
|
||
|
|
|
|
|
راستش هر موقع وقت نوشتنه هیچی به ذهنم نمی رسه...آهان الان یه چیزی به ذهنم رسید دارم یه داستان می نویسم به اسم طعم زندگی...راستی به نظر شما زندگی چه طعمی داره؟؟؟
بچه ها چند روز پیش رفته بودم جمکران(می دونید که کجاست)...اتفاقاْ دعای توسل هم بود جاتون خالی نمی دونید چه فضای عرفانی و قشنگی بود همه دست به دعا رو به مسجد جمکران...اونجا همه عاشق بودن...خدایا گرچه هنوز روز تولدم نرسیده اما اون سفر بهترین هدیه ای بود که بهم دادی...
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
سلام.......
فردا يعني دوم شهريور ماه تولدمه.... تولدم مبارك... |
||