تبليغاتX
به سراغ من اگر می آیید پشت دیوارم
غریبانه

سین لام الف میم...

سلام...

با تشکر از همه ی کسانی که مرا در اداره امور این وبلاگ یاری کردند...

این وبلاگ برای همیشه بسته خواهد شد....

خداحافظ همه....

دوستدارتان

...غریب...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت 9:29  توسط غریب  | 

چه بسیار شود که چیزی را ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر در آن بوده است (بقره 216)

آبی که بر آسود زمینش بخورددریا شود آن رود که پیوسته روان است

حتما روزهایی تو زندگیت بوده که اعصابت از دست همه خورد باشه...و اتفاقا همه چیز رو بندازی گردن خدا...مثلا می گی: خدایا چرا؟؟مگه من چه گناهی کردم؟؟

متأسفانه منم بعضی اوقات همینطوری میشم...جالبه که همیشه هم تقصیرا رو (حتی اگه مقصر دیگروون یا خودم باشم)باز هم زورم به خدا میرسه و همیشه بهش غر می زنم...

اما چند روز پیش یه کتاب خوندم که نظرمو درباره ی مشکلاتم تغییر داد.

*کشتی در بندر از امنیت خاص برخوردار است اما کشتی برای آن ساخته نشده که در بندر بماند*

یکم فکر کردم...من برا چی خلق شدم...یه لحظه هدفم یادم اومد...من نمی خوام یه زندگی معمولی داشته باشم می خوام فرد مفیدی برا جامعه بشم...من می خوام مخترع بشم...وقتی اینو به دوستم گفتم خیلی منو مسخره کرد...اما تو اون کتاب نوشته بود:

اگر به موفقترین مردان تاریخ بنگرید یک چیز مشترک میان همه آنها پیدا می کنید

*آنها از جواب رد نمی هراسند

*پاسخ منفی را نمی پذیرند

*و اجازه نمی دهند هیچ عاملی آنها را از عملی کردن نظرها و هدفها باز دارد

و در آخر...

بزرگترین لذت زندگی انجام دادن کارهایی است که دیگران معتقدند از عهده ی ما بر نمی آید...

(والتر باگمات)

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 2:3  توسط غریب  | 

 

داررررررررررررررررررررررررررررم مي‌رم شلمچه......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت 22:48  توسط غریب  | 

اينكه اين خبر صحت داره يا نه من نميدونم ولي به امتحانش مي‌ارزه…

يه سايت بزرگ بازارياب اينترنتي به نام Xpango  محصولات الكترونيكي كامپيوتري مثل انواع موبايل،MP3  پلير و كنسول انواع بازيها(…,psp,ps3,xbox) را ميفروشد و براي افزايش محبوبيت خود اقدام به طرحي نو كرده است.اين سايت به طور رايگان عضو ميپذيرد و سپس اعضا از طريق لينكي كه توسط همين سايت به آنها داده ميشود زير مجموعه ميگيرند و به ازاي هر زير مجموعه‌ي زير مجموعه‌ شما به شما يك امتياز داده ميشود كه ميتوانيد با استفاده از آن امتيازها محصول مورد علاقه خود را سفارش دهيد.مثلا من يك xbox360  مخواهم كه بهترينش 27 امتياز ميخواهد.

مراحل كار:

(ثبت نام،ورود به صفحه ي شخصي،گرفتن زير مجموعه،دريافت هديه)

ورود به ثبت نامhttp://www.xpango.com?ref=91597200

ثبت نام در سايت:ابتدا از طريق لينك بالا وارد سايت شويد و سپس در قسمت بالاي سايت سمت چپ سه گزينه وجود دارد:

اگه موبايل ميخوايد بر رويmobile  كليك كنيد.

اگه دستگاه بازي ميخوايد بر رويgaming  كليك كنيد.

اگه mp3 پلير ميخوايد بر رويmp3  كليك كنيد.

بعد از كليك روي گزينه مورد نظر روي gift كليك كنيد.

 

 

بعد از وارد شدن به صفحه مربوطه ماوس را بر روي گزينه مورد علاقه نگه داريد تا تعداد زير مجموعه هاي لازم موردنياز براي دريافت آن هديه را مشاهده كنيد.سپس كد و نام گزينه مورد علاقه خود را به خاطر بسپاريد.حال در قسمت بالاي سايت سمت راست گزينه sing up  را كليك كنيد اكنون ثبت نام خود را آغاز كنيد.تمامي مشخصات بايد پر شوند.

First Name: نام خود را به انگليسي وارد كنيد.

Last Name: نام خانوادگي خود را به انگليسي وارد كنيد(اگر پسوند داريد آن را هم بنويسيد)

Password: براي خود پسوردي انتخاب كنيد

Address: آدرس منزل را كامل انگليسي و دقيق وارد كنيد.

راهنما:

واحد:Unite ___ طبقه:Floor ___ پلاك:No ___كوچه:Alley ___بلوار:Blvd

خيابان:St ___ ميدان:Sq ___ بزرگراه:Free Way ___ چهار راه:Cross ___بعد از:After

قبل از:Before ___ جاده:Rd ___خيابان بزرگ:Ave ___ساختمان:Bldg

روبروي:In Front Of ___ جنب(نزديك):Near

نمونه:

تهرانپارس- خيابان شريعتي-بعد ازچهارراه تيرانداز- خيابان 160 غربي-پلاك8 - واحد12

Unit 12,No 38,West 160 st,Shariatee Avn,after Tirandaz Cross,Tehran Pars

آدرس انگليسي بايد از آخر به اول نوشته شود و همچنين در اين آدرس نام شهر/استان و كدپستي لازم نيست.

Town/City: نام شهر

Post code/zip: كدپستي

County/State: نام استان

‍Country: نام كشور

‍Contact Number: شماره تلفن

راهنما:

شماره منزل:12345678 كد شهر(مثلا تهران:021)كد كشور:0098

كه شماره بايد بدين صورت نوشته شود:00982112345678

Free Gift:نام هديه را انتخاب كن كه قبلا پسنديدي

Referral ID: كد معرفي كننده يعني كد من كه اينه 91597200 شما برا معرفي شدن به اين سايت توسط من بايد اينو وارد كنيد.اين شماره بايد باشه چون سايت شما رو بدون معرفي كننده با سابقه نميشناسه.

Terms and: تيك اين گزينه را بگذاريد.

پس از عضويت ايميلي از اين سايت به شما ارسال ميشه كه بايد روي اون كليك كنيد(روي لينكي كه خيلي طولانيه)تا عضويتتان كامل شود.پس از ورود به سايت از طريق اون ايميل يه لينك به شما داده ميشه مثل اين http://www.xpango.com?ref=91597200

كه بايد اونو به ديگرون برا عضو شدن معرفي كنيد و با ثبت نام او،يك نفر به زير مجموعه هاي شما اضافه ميشه...راستي شما بايد دو برابر افراد زير مجموعه خود امتياز بگيريد.از هر كامپيوتر هم يه بار ميشه برا عضويت استفاده كرد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 18:47  توسط غریب  | 

سلام احوالات شريف چطوره...

رفقاي نامرد ديگه سر نمي زنن...

آره ديگه...

بلاخره تابستون گذشت و نوبتي هم باشه نوبت مدرسه رفتنه...

بعدشم نوبت كنكور و دانشگاه...

زندگي خيلي داره سريع مي گذره...

خواهرم مي گفت رانندگي توي يه جاده ي يكنواخت اونم برا چندين و چند سال پي در پي خيلي سخته...

خو بزندگي هم يه جاده هست كه آخرش نوشته دور زدن ممنوع...حالا اگه اين جاده يكنواخت باشه...خدا به دادمون برسه...

ماه رمضان داره مياد...

سحري خوردن و صداي اذان شنيدن تو سكوت سحر...

يه روز پاك و بي معصيت...

نواي لطيف ربنا با صداي استاد شجريان و افطاري خوردن از سفره ي آسموني...

دلم تنگ شده واسه اون قديما...

ما رو دعا كنيد...كه بدجور محتاج دعاي شما هستيم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 13:53  توسط غریب  | 

********************************************

سلام...

میگن واقعیت تلخه...میگن خورشید پشت ابر نمی مونه...

خیلی روزای بدی داشتم...

حالا من با این روحیه پشت کنکوری هستم...دعام کنید...

دوستای گلم از اینکه بهم سر زدید و دلمو شاد کردید...

ازتون ممنونم...

زندگی یعنی عشق و عشق یعنی امید و نشاط!

چی بگم براتون...دیگه چیزی نمونده...

یه چیزی رو از من بیاد داشته باشید

درسته من خدوم این خصلت رو ندارم ولی حالا...

در هر حالی امید داشته باشید...

از لیمو ترشهای زندگیتون لیموناد درست کنید نه آبلیمو

دوستتون دارم خیلی زیاد

یادتون باشه که زندگی دوست داشتن بدون ترس از دوست داشته نشدنه

از صمیم قلب آرزوی موفقیت براتون دارم...

********************************************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 15:39  توسط غریب  | 

خدایا وحشت تنهاییم کشت

کسی با قصه من آشنا نیست

در این عالم ندارم هم زبانی

به صد اندوه می نالم روا نیست

((فریدون مشیری))

کمکم کنید دوستان...دعام کنید که این روزا به شدت محتاج دعای شما هستم...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 17:8  توسط غریب  | 

زندگي شايد

يك خيابان دراز است كه هر روز زني با زنبيل از آن مي‌گذرد

زندگي شايد

طفلي ست كه از مدرسه باز مي‌گردد

به اميد ديدار دوباره...ببخشيد خيلي كم نوشتم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 14:40  توسط غریب  | 

سلام...

اول يه تفأل به ديوان حافظ مي‌زنم:

قتل اين خسته بشمشير تو تقدير نبود            ورنه هيچ از دل بي‌رحم تو تقصير نبود

يا رب آئينه‌ي حسن تو چه جوهر دارد                         كه در او آه مرا قوت تأثير نبود

دیروز مجله‌ي جوانان رو گرفتم(مجله‌ي مورد علاقه‌ام)البته من خيلي بي‌انصافم چون گاهي اونو مي‌خرم و اگه از خوانندگان اين مجله باشيد شايد بدونيد اول سراغ چه صفحه‌اي رفتم...اگه نمي‌دونيد اون صفحه،صفحه‌ي مجهول بود...

بگذريم شما رو از پروژه‌اي باخبر كنم كه من و دوستم حدود يكساله براي شركت در جشنواره‌ي خوارزمي براش دوندگي مي‌كنيم كاش ارزششو داشته باشه برامون دعا كنيد كه در انجام پروژمون موفق بشيم...

و حرف آخر امسال تحویل سال برا تحویل حال ما هم دعا کنید البته قبلش دعا برا سلامتی خودتون و آقا امام زمان و ظهورشون دعا برا شفای بیماران و عاقبت بخیری همه ی مردم...

غریب یادتون نره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/25ساعت 15:28  توسط غریب  | 

به به می بینم که دوستای قدیمی دیگه سر نمی زنن...

حالا دیدی چی شد پنج شنبه نزدیک بود بی غریب بشید...

حالا جریانش چیه...تصادف کردیم...ماشینمون هم خدا بیامرزدش تو پارکینگ نیروی انتظامیه...

مهمش اینه که خدا رو شکر هممون سالمٍ بقول داداشم(درب و داغون) بودیم...

بعد که رسیدیم به مقصد اصلی (که در اصل باید ۲ ساعت طول می کشید و حدودا با معطل ماندمان در اورژانس) گریه و زاری شروع شد...من یکی که گریه ام نگرفت...

خلاصه همش گریه و زاری و حتی هر از چند گاهی خنده تا اینکه امروز یعنی شنبه به سلامتی برگشتیم...

الان که صحنه ی تصادف یادم میاد فکر می کنم تابلویی که بهش خوردیم«از سرعت خود بکاهید»بود...

که بنده خدا بابای ما هول کرد پاشو گذاشت روی گاز(بجای ترمز)...

اول تشکر از مأموران راهنمایی رانندگی که واقعاهر چی می گن به خاطر مردمه...از جمله بستن کمربند ایمنی که جون مامان بابامو نجات داد...

دوم...خلاصه وقتی رسیدیم اونجا و بعد از آرام گرفتن قضایا...شروع کردن چند نفری با موبایل هاشون(بنده ندارم) به قول معروف بلوتوث و اس ام اس بازی کنند...بابا رفتیم اونجا جمع بشیم که همدیگه رو ببینیم...اینم معضل اجتماعیه دیگه...بابا نزنید می دونم شماها هم موبایل دارید ولی خدائیش هرچیزی به جای خود...باشه...

بقول سهراب سپهری:

چشمها راباید شست

 جور دیگر باید دید

شاید بینش من باید عوض بشه...نمی دونم...به هر حال تا بی غریب نشدید نظر بدید...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/18ساعت 18:36  توسط غریب  |